ماجرای عصای جامانده حاج احمد متوسلیان پس از دیدار با امام (ره)
پیش امام (ره) که بودم، ایشان دستی روی پایم کشید و با لحنی پدرانه پرسیدند: آقای متوسلیان پایت چه شده؟ گفتم زخمی شده! بعد هم ساکت شدم. امام (ره) با حالت خاصی روی پایم دست کشید و گفتند...
به گزارش حیات بعد از عملیات بیت المقدس، تعدادی از فرماندهان به اتفاق فرماندهی کل سپاه خدمت امام (ره) رسیدند. حاج احمد دیر رسید، اما وقتی به امام (ره) اطلاع دادند که:"احمد متوسلیان فرمانده تیپ 27 محمد رسول الله (ص) آمده، وقت ملاقات هم تمام شده، شما چه می فرمایید؟" امام (ره) با خوشرویی تمام اجازه فرمودند تا حاج احمد به دستبوسی ایشان برود.پس از اینکه از بیت خارج شدیم، هر یک از فرماندهان به نوعی تحت تاثیر این دیدار قرار گرفته بودند و هر کدام یکی از سجایای امام (ره) را برمی شمرد. اما عکس العمل حاج احمد که به دلیل مجروحیت در عملیات بیت المقدس با عصا به دیدار امام (ره ) رفته بود، متفاوت بود.او به محض خروج از بیت امام (ره) عصایش را با ناراحتی به کناری پرت کرد و بلند گفت:"به خدا قسم دیگر عصا به دست نمی گیرم، می خواهم بدون عصا راه بروم." او همانطور که راه می رفت، زیر لب چیزهایی را زمزمه می کرد. همه متوجه شده بودند که این قضیه از ملاقات خصوصی حاج احمد با امام (ره) آب می خورد. به همین علت تعدادی از بچه ها سراغ حاج احمد رفته و علت این حرکت را جویا شدند. او گفت:"پیش امام (ره) که بودم، ایشان دستی روی پایم کشید و با لحنی پدرانه پرسیدند: آقای متوسلیان پایت چه شده؟ گفتم زخمی شده! بعد هم ساکت شدم. امام (ره) با حالت خاصی روی پایم دست کشید و گفتند: ان شاءالله خوب می شود و شما به دنبال عملیات می روی. به همین خاطر دیگر از عصا بدم می آید و آن را دست نمی گیرم."منبع: کتاب خاطرات ناب(3)، صفحه:76، انتشارات: قدر ولایت.